آمدم بعد از چندین سال دستی به سر و روی این خانه کشیدم.. پُستی را پاک کردم و گشتم دنبال پاک کردنیهای دیگر اما جالب اینجاست که تاثیر او بر این خانه در حد همان یک پستِ دو تا مانده به آخر بود و سکوتی طولانی.. بر خلاف اثرش روی زندگی من..
اینها را اینجا مینویسم از ترسِ اینکه مبادا بلاگفا به فکر پاک کردن این خانه ی متروکه بیفتد.. نه اینکه متروکه نباشد اما میایم گاهی در و پنجره ها را باز میکنم.. گرد و خاکها را میتکانم.. حرفهای قدیمی را میخوانم و میروم.. همینکه میدانم اینجا هنوز هست دلم خوش است..
برچسب:
نویسنده: سجاد پورحسین