خرید بک لینک
غیبتت حضور ِ هراس است! بی تو یکی کودک می شوم، گم شده در کوچه های هیولایی جهان! کودکی که از کودکی تنها طعم گنگ ِ شیر مادر با اوست! اُفتان می گذرم از میان آدمیانی که به فرمان عورت ِ خویش پوزار می کشند به سان ِ سیل آبی که شنا را به آرزویی محال بدل می کند! و من غرق می شوم، غرق می شوم، غرق می شوم... حضورت غیبت هراس است! باز می گردی ُ تمام سیل آب های جهان تبخیر می شوند! با دستانی سرشار از زیتون ُ عسل و چشمانی که قهوه زاری بی مرز را تداعی می کنند! چون کبوتر ِ

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

صفحه بندی